|DOWNLOAD E-PUB ♋ کبوتری ناگهان ☤ eBooks or Kindle ePUB free

اجرای این کار را به گمانم در سال هشتاد و چهار در کارگاه نمایش دیدم با بازی بی نظیر نگار عابدی در نقش نزهت جهان که بیانش در میان بازیگران زن فوق العاده ست و چیزی در حد جنس صدای رویا تیموریان از همان دیالوگ های اول نمایشنامه تکان خوردم که خدایا این چه زبانی ست که چرمشیر شاعرانه و ضرباگین داستانش را در آن ریخته استمن پای همان رازقی ها نشسته بودم آقاجانت ایستاده بود میان همین پنج دریخوف دارم ازین ساکت شدن همه چیز در این باغ التهابی می اندازد به ساکت شدن این باغ میان بارش بارانوو این ترجیع بندی بود که هر از گاه خانم جان تکرار می کردبی درنگ زبان نمایش دیوانه ام کرد که کم نظیر بود و فقط چرمشیر بود که می توانست این زبان و فضا را در کنار هم دربیاورد فضای مه آلود یک باغ، باران و هفت زن از دوره ی تاریک قاجار که از اندرونی آمده بودند و یکی رقیب دیگریهر زنی از دری می آمد و داستانی می گفت.مهر آفاق و نزهت جهان درد دل می کردنداما خانم جان از همه دردمند تر بود که لباس سفید به تن داشت و در درِ انتهایی نشسته بود و خیره به باغ تک گویی می گفتبعد که نمایشنامه را خواندم دیدم اصلا توضیح صحنه ندارد و چرمشیر این فضا را در دل دیالوگ ها که کاملا کارکرد نمایشی داشتند در آورده ست خیلی اتفاق افتاده ست که زبان صلب و سخت ادبی سر صحنه در نیاید اما چرمشیر انگار شعر گفته بود که به مکثی گاه موسیقی کلام را تقطیع می کرد و خود این هفت زن که هرکدام داستانی جداگانه داشته اند و ازدری جداگانه می آمدندو این شاید یکی از بهترین های چرمشیر بود و به یاد ماندنی ترینگفتم به چه نگاه می کنید آقا میان تاریکی این باغ؟گفت به خودِ این تاریکیرُزا جمالی هنوز هم اين باران ميبارد ملوچ جان؟نه ديگر نميبارد نزهت جهان جانكاش ميباريد!‌كاش آنقدر ميباريد كه همه چيز را گم ميكرد زير آن پرده شيري بخار و مه! این سلیقه ی منه که بعضی کارای ادبی با تم تاریخی رو دوست دارم نه تاریخی که هست بلکه اشاره و خلق کردن چیزایی که تا حالا بهش فکر نشده این نمایش نامه هم نسبتا جزو این دسته است موضوعش شاید بکر نباشه اما هنر چرمشیر توی شخصیت پردازی اش جلوه می کنه اینطور زنانه نوشتن و زنانه بودن و زنانه حس کردن واقعا خوبه این که دیدگاه این زنِ دوره ی تاریخی رو بدونی و بفهمی. واقعا حرف های دل یک زن رو به خوبی بیان کرده حتی جملاتی که استفاده کرده هم کاملا هم خونی داره این کتاب رو دوست داشتم چون جدا از جهان اول یا سوم بودن جدا از تعهد یک مرد نسبت به همسرش حقیقتی رو از زبون یک زن بیان میکنه که واقعا نمیشه انکارش کرد.معنی زنانگی همین است؟ باری بر دل بگیری و تمام ؟ به‌جز زیباییِ زبانِ شعر‌گونه‌اش برای من چیز دیگری نداشت. گفت: خانم جان، کاش ترس ها همه به اندازه ی همین ترس ها بود از این باغ و این باران و این تنهایی آن وقت کار ما مردها آسان بود آغوش می گشودیم و ترس ها همه می رفتند نفهمیدم چه می گوید آقا جانت.هیچ وقت نفهمیدم.راست می گفت این آقا جان من، سخت باشد این دل بهتر است دوام می آورد می ماند.کوچه گردی در این خراب آباد، هر چه به من نیاموخته این یکی را خوب آموخته که باید با خواب هایم خوش باشم،اما بدانم بیداری چیز دیگری ست.مردها خودشان به شما می گویند که وی هستند مردها می آیند که بمانند برای ما زن ها خانم جان، باز می خواهند جایی را بیابند که بمانند. |DOWNLOAD E-PUB ♰ کبوتری ناگهان ☩ Amazing Book, کبوتری ناگهان author محمد چرم‌شیر This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book کبوتری ناگهان, essay by محمد چرم‌شیر Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you شاعرانگی و ظرافتش خیلی به دلم نشست یه غم لطیفی بود توش که وقتی کتاب تموم شد هم هنوز تو دلم مونده بود از فضاش و ابهام و مه‌آلودگی‌ش یاد خانه‌ی ادریسی‌ها افتادم قشنگ بود :) هرچند خانم جان خود شما زنید و می دانید چه می کند دستی گرم که مینشیند بر دست های ماداستان بسیار زنانه اسن و همین برای من خیلی دلچسب بود نمیدونم اگه یه مرد این رو بخونه دوست خواهد داشت یا خیر خیلی دلم نمایش اش رو ببینم یک تجربه ی لورکایی در نمایش نامه نویسی فارسی با قدرت فوق العاده ای در استخدام کلمات و نحو کلام